|
بسم رب الزهرا
شد محرم تا در غم جانان مستانه مستانه مستانه شویم سلام به مادرم زهرا.مادر کاروان پسرت دیگه تو راهت.مادر جان دلم خیلی گرفته.مادر محرم اومد دلم و نمیخوای محرم کنی.مادر اشک چشم ندارم.دارم از ذلهره میمیرم نکنه ما که تموم سال برا خدای عشق گریه کردیم تو ماهش گریه نکنیم.مادر تو رو خدا کمکم کن دارم میمیرم.مادرنگران زینبم.نگران رقیه ام بعد عاشورا میخواد چیکار کنه.مادر دلم واسه اون لحظه ای که زینب همه رو سوار کرد ولی خودش نمیتونست سوارکنه داره میترکه از اضطراب .مادر تو قتلگاه صدای غریبه مادر میاد دارم فکر میکنم بهش دیونه میشم. عشق یک سینه و ۷۲ سر میخواهد بچه بازی است مگر عشق جگر میخواهد فاطمه سرشتم و زینبی با جنون چه خو گرفتم تاشدم سگ کوی بو تراب ببین ابرو گرفتم
+ نوشته شده در ساعت   توسط عبدالزهرا
|
بسم رب الزهرا
سلام مادرم .امشب میخوام دخیل نوه گرامی ات بشم .مادر رقیه را میگم همان خانوم کوچولویی که دل ما رو دیوونه کرده.مادر امشب هییت روضه بی بی سه ساله را خوندند .مادر جان خودت مددی کن بسم الله: سلام خانم جان.خانم رقیه.ای کس بی کسان.خانم خیلی دوست دارم .خانم امشب عجیب روضه باحال بود.میگفتند شما مریض یهودی شفا دادی.خانم یعن شما به اونا نگاه میکنی ...اما به ما نگاه نمیکنی از شما بعیده خانم چند تا در خواست از شما دارم اول حالم را مثل قبل زهرایی کن.خانم این میخونه مادر تان هستش قبلا خیلیها درد و دل میکردند اما حالا .............................. منم کلب سر کوی رقیه شهید تیغ ابروی رقیه
+ نوشته شده در ساعت   توسط عبدالزهرا
|
بسم رب الزهرا
سلام مادرم. مادرم زهرا .چقدر این اسم داره کم به گوشم میخوره.مادر یادته چقدر با هات صفا میکردم مادر خیلی داغونم.مادر جان مادرم خیلی داغونم.دلم خیلی دلم میخواهد ارامش بگیرم.مادر جانم ازت میخوام تو این ۲ هفته مخصوصا فردا کمکم کنی.مادر قسمت میدم من و اسیر این عشق های دنیایی نکن. مادر جان انقدر حالم بده و انقدر سرم شلوغه که همه رو یادم رفته مادر تو رو قسم میدم به حسینت.مادر جان کمکم کن. مادر دارم الوده میشم به این دنیا لعنتی ببتم مادر از همه رو بر گردوندم.مادرم مددی.بابا شما مادری دلت نمیاد غمه بچت ببینی.مادر اصلا من بچت نیستم من سگ خونتم مادر جان اگه سگت پارس کنه میخوای بدونی برا چی؟حالا من دارم پارس میکنم بیا ببین برا چی و مشکلم و حل کن.
+ نوشته شده در ساعت   توسط عبدالزهرا
|
بسم رب الرضا
امشب دلم هوای میخانه کرده ساقی بوی شراب نابت دیوانه کرده ساقی سلام اقای غریبم. سلام عزیز دلم سلام عشقم.سلام دورت بگردم. سلام کشتی منو با دوریه حرمت.اقا تا کی صبر کنم .بابا یه تابستان که با بچه های هییت اومدم دیوونه شدم.اقام دورت بگردم. امام رضا امشب اروم و قرار ندارم.امشب دلم هوای باب الرضا کرده.امشب دلم هوای صحن گوهر شاد کرده.امشب دل تو صحن انقلاب گیر کرده. اشک چشام خوش نمیشه.دلم به یادته همیشه.اقا جونم میخوام بیام زیارت .میخوام مثل شهید عبدی باشم .من عاشق گنبد طلاتم .با با اقاجونم اینا حرفه دله.اما خودم میدونم با گناهام لیاقت دیدار حرم ندارم.اقاجونم .تر و به جان جوادت قسم میدم منو بخه حرم رام بده دیگه دلم بیقراری میکنه.دیگه تحمل ندارم دیگه داغونم .دیگه دیوونم ................................
+ نوشته شده در ساعت   توسط عبدالزهرا
|
بسم رب الزهرا
حالا من موندمو غم غربت سيد و تنهايي خودم. منو ببخشید یک ذره دیر اپکردم
+ نوشته شده در ساعت   توسط عبدالزهرا
|
سلام دوست عزیز خیلی نوشته هات زیبابود عالی بامادرصحبت می کنید..حالا من هم می خوام حرف بزنم پس بااجازه...سلام خانم جان سلام مادر نمی دونم ایا لیاقتشو دارم بهتون بگم مادریانه.. ولی چه کنم ازوقتی مادرم ازپیشم رفته وقتی بهونه می گیرم خان جون بهم میگه عزیزم تودرسته مادرت پیشت نیست ولی همیشه یادت باشه ماهممون یه مادرداریم اون هم اسمش فاطمه زهراست می گه دعاکن اون قبولت کنه که اگه به کنیزی قبولت داشته باشه دیگه هیچی کم نداری......نمی دونم شماقبولم دارید یانه ولی من دلمو به این خوش کردم که شما منو بهپذیرفتید..پس صداتون میزنم مادر که به نظرم زیباترین واژست...مادر جان ای بهترین مادردنیاخیلی دوستون دارم مادر ای که خیلی برام عزیزید همیشه این حرف تو دلم مونده می خوام بگم مادر الهی فدای اون پهلوی شکستت برم مادر چرا چراشمااینقدرغریب بودید چرا مادر چرااینقدر بهتون ظلم کردند چرا؟؟؟؟مادردارم ازغصه می میرم اگه نگام نکنی اونقدرصدات می زنم تاجون بدم مادرم توروجون هرکی که دوست داری نگو که منو نمی خوای نگو که منو ازدرخونت بیرون می کنی ......می دونم شماخیلی مهربونید ولی نتونستم جوری باشم که شما می خواید ...مادر مهربونم الهی بلاگردون زینبت بشم .......بذارخانم حداقل کنیز کنیزات باشم باشه خانم ..خانم جان خیلی دوستت دارم یه چیزی هست که اگه نگم می میرم..نمی دونم بگم یانه ولی می گم ....یه روزی یه عزیزی گفت بعداز رفتن باباتون شما خیلی گریه می کردید ومی گفت که مردم ازتون خواسته بودند گریه نکنید شماهم برای اینکه مردم ناراحت نشند ...هرروز دست امام حسن وامام حسین ومی گرفید می رفتید بیرون ازشهر گریه می کردید می گفت وقتی خسته می شدید یه درخت نخلی بود که شما زیر سایه اش می نشستیدواستراحت می کردید می گفت حتی اون درخت هم بریدند تاشما........به خدا وقتی این حرفوبرای اولین بارشنیدم تا 2 ساعت اشک می ریختم الان هم که یادم میاد امکان نداره نشینمو گریه نکنم....بمیرم برای غریبی وبی کسیت .........دیگه نمی تونم ادامه بدم ...یاعلی
+ نوشته شده در ساعت   توسط عبدالزهرا
|
بسم رب امیر المومنین
سلام.سلام بر اقای غریبم.اقا جان قربون این همه غمت برم. اقا به ما نیم نگاهی کن. اقا شما که به قاتل خودت هم مهربانی میکنی به ما نمیخوای یه نیم نگاه کنی.اقا جان میدونیکه وقتی بی بی زینب کاسه ی شیر را اوردند اون لعنتی چی گفت .گفتش زینب انقدر تو سر و سینه ی خودت نزن بابات رفتنی......... شب قدر
+ نوشته شده در ساعت   توسط عبدالزهرا
|
بسم رب الزهرا
سلام مادر مهربانم.مادر جان اولین پسرت به دنیا امد مادر جان امشب خیلی خوشحالی.مادر حسنت خیلی غریبه.میدونم از این خیلی ناراحتی. مادر جان تر به حسنت قسم میدم که به ما یک نگاه کن.مادر خیلی دارم الوده به گناه میشم.مادر بابا یک نظر نگاهمان کن.مادر امشب همش یاد شهید محمد عبدی در منطقه تهرانپارس میکنم اخه اون همیشه دوست داشت مثل شما شهید بشه و اخر هم در درگیری با اشرار مانند شما به شهادت رسید.مادر حسنت تو کوچه خیلی تو کوچه تحمل کرد .برای یه پسر سخته که تو کوچه مادرش را بزنند.مادر تازه اونم مادر بهش بگه به پدرت چیزی نگیا خیلی سخته .مادر تو رو به اون لحظه سیلی خوردنت قسم میدم مادر جان یه کاری کن اول منش شهدا در ما بوجود بیاید بعد به زودی زود شهید شویم.
+ نوشته شده در ساعت   توسط عبدالزهرا
|
بسم رب الزهرا
سلام.امام غریبم .امام رضا ما رو نطلبیدی اشکال نداره .ما با خاطرات مشهد تابستان ۸۶ زنده ایم.یادش بخیر از ۳ شب .۲ شب سینه زنی داشتیم .جمعه شب حاج اقا اکرمی سخنرانی کردند و بعد روضه مادر سادات را خوندند .اخی امام رضا چقدر روضه زهرا تو مشهد صفا داره .اصلا شب عجیبی بود یادش بخیر همه لطمه میزدند هیشکی تو حال خودش نبود .امام رضا ما رو بطلب .بخدا دلم پر کشیده برا سقا خونت صحن انقلابت.تو رو به جان مادرت زهرا قسم میدم ما رو بطلب اقا دلم تنگه برات قربون اون صحن و سرات
و حرفه اخر با اقای غریبم:
میخوام بیام زیارت نگو نمیشه نگو نمیشه نگو نمیشه
میخوام بشم غلامت برا همیشه برا همیشه برا همشیشه
+ نوشته شده در ساعت   توسط عبدالزهرا
|
بسم رب الزهرا
سلام مادرم .امشب میخوام دخیل نوه گرامی ات بشم .مادر رقیه را میگم همان خانوم کوچولویی که دل ما رو دیوونه کرده.مادر امشب هییت روضه بی بی سه ساله را خوندند .مادر جان خودت مددی کن بسم الله: سلام خانم جان.خانم رقیه.ای کس بی کسان.خانم خیلی دوست دارم .خانم امشب عجیب روضه باحال بود.میگفتند شما مریض یهودی شفا دادی.خانم یعن شما به اونا نگاه میکنی ...اما به ما نگاه نمیکنی از شما بعیده خانم چند تا در خواست از شما دارم اول حالم را مثل قبل زهرایی کن.خانم این میخونه مادر تان هستش قبلا خیلیها درد و دل میکردند اما حالا .............................. منم کلب سر کوی رقیه شهید تیغ ابروی رقیه ولادت سید عزیز نیز به همه ادامه دهندگان راهش تبریگ میگوییم
+ نوشته شده در ساعت   توسط عبدالزهرا
|
بسم رب الزهرا
سلام مادرم.مادر پهلوشکسته.مادر در خون نشسته.مادر جان سلام.روم سیاه مادر نمیتونم گناه نکنم مادر زندگیم شده بچه بازی هوا فلانی داشته باش هوا بیساری را داشته باش.مادر میخوام خودم باشم.مادر مگه جرمه.چی میشد مادر ....... مادر جان دلم هوا مشهد کرده به هر دری زدم نتونستم برم بابا مگه من چی کار کردم.مادر جرمم چی بود که یه بار دیگه حرم امام رضا رو نبینم.مادر ماه رمضان شد دیگه مدارس داره شروع میشه مادر جان خودت کمک کن فکر نکنم تا تابستان بعدی برم مشهد یادش بخیر ماه تیر تو حسینیه با بچه ها مسجد فطمه الزهرا شب اول اقا اخگری گفت این شعر الان میخونم بعدا میفهمید چی خوندم بچه ها گنبد طلا یادش بخیر حرم امام رضا یادش بخیر بچه ها سقا خونه یادش بخیر گریه های شبونه یادش بخیر مادر دلم تنگه دعا کمیل شب جمعه ی صحن جمهوری مادر جانم به تو مگه من چی کار کرده بودم اخی انقدردلم هوای باب الرضا کرده وارد میشدیم اذن دخول حرم میخوندیم بعد راه میافتادیم به سمت صحن انقلاب یادمه یه سحر با بچه های مسجد رفته بودیم نشسته بودیم جلو گنبد طلا . مادر ازر کجا بگم.مادر اصلا موضوع ماه رمضان بود حرف دل به کجا کشید مادر جان دوست دارم دست خودم نیست مادر هوام داشته باش....
+ نوشته شده در ساعت   توسط عبدالزهرا
|
بسم رب العشاق
سلام خدمت همه دوستان عزیز من در نظر دارم در ماه مبارک رمضان ماه نزول قران به کمک تمام دوستان یک ختم قران برای سید بگیریم و هرکس هر جزیی را که میخواهد بخواند در قسمت نظرات درج کند. جز یک اقا مرتضی جز ۲ ۳ ۴ اقا یا خانم بیدل رها جز ۵ و ۶ ذاکر عشق جز ۷ مریم خانم (خادم الزهر) جز ۸و ۹ اسوه جز ۱۰ دلتنگ جز ۱۱و ۱۲ پوریا عبدلی فر جز ۱۳ تنها جز ۱۴ ذاکر جز ۱۵ و ۱۶ خادم الشهدا جز ۱۷ کربلاییسیده شکوفه بهار جز ۱۸ مرجان خانم جز ۱۹ غریبه جز ۲۰ خواهر مرجام خانم جز ۲۱ همدم جز ۲۲ و ۲۳ نوروزی جز۲۴و ۲۵ کنیز ارباب جز ۲۶ فاطمه خانم جز ۲۷ عاشق سید جواد جز ۲۸ دوستدار سید چز و ۳۰۲۹ ممنون از همکاریتان در این چند روزه انشا الله با مادر سادات محشور شوید
+ نوشته شده در ساعت   توسط عبدالزهرا
|
بسم رب العشاق
سلام.امشب شب عشقه منه.شب میلاد حضرت عشق دختر سلطان خدای دلم.اره این خانوم خیلی ها را به جنون کشونده.بابا دختر سلطانمون اقامون رهبرمون اربابمون حسینه.من امشب انقدر خوشحالم که نمیتونم احساساتم را ابراز کنم.این خانم خیلی شبیه مادرم زهرا بود .اما جا سید جواد ذاکر خالی چه جوری دلش شور میگرفت اصلا با خوندنش بود که علاقه من را به بی بی بیشتر کرد
سخنرانی اقای دارستانی در هییت دیوانگان کاشان حتما دانلود کنید یادتان نرود:
http://www.hosseinieh.ir/sound/golchin/darestani02.wma
ماخذ دیوانگان کاشان
+ نوشته شده در ساعت   توسط عبدالزهرا
|
بسم رب الزهرا
سلام مادر مهربانم.مادر نمیدونم فقط 4 ماه از تاسیس این وبلاگ میگذرد
ولی مادرم فقط 1 یا 2 ماه من حالم تقریبا زهرایی بود و دلیلش را میدونم
انهم شیطون میباشد مادر تو خودت کمک کن.مادر به صورت سیلی خوردت
قسم میدم مادر یک نگاه کن به ما دوست دارم مثل سه ماه پیشم بشم مادر من
خیلی عوض شدم ولی تصمیم گرفتم بشم همون کلب کوی شما........... مادر
نمیدونم تو جمع بچه مومن ها چرا این جوری شده مادر به جای اینکه پشت سر
هم باشیم هوا همدیگر را داشته باشیم ولی با کارامون همدیگر را عذاب میدیم
+ نوشته شده در ساعت   توسط عبدالزهرا
|
بسم رب الزهرا
سلام مادرم ولادت پسرت که به نظر من از امام حسین غریبتره.ما همش بزنیم تو سر خودمون بگیم حسین ولی امام زمان ما غریبه چه فایده داری.مادر تو کمک کن که اقا را بشناسیم.بتونیم باهاش رابطه برقرار کنیم.مادر نفس بده.......................................................
+ نوشته شده در ساعت   توسط عبدالزهرا
|
بسم رب الزهرا(علیها سلام)
سلام مادرمن.ولادت پسرت مبارک .مادر شنیدم وقتی ارباب به دنیا امد شما تا شش ماه مریض بودی .بگدریم...................... مادر میخوام امشب یه درد و دل با شما کنم مادر دیشب داشتم تو هییت میخوندم شعر سید جواد را خوندم بعد چون سبکش شاد بود همه من میخواستند بزنند.مادر امشب اونو یه جا دیگه خوندم بازم همینطور و حتی بدتر .مادر مگه چه اشکالی داره بگم من دیونه ی حسینم چه اشکال داره بگم من سگتم مادر تو خودت بگو من که دارم با گناهانم دل اقام درد میارم چه جوری نگم من سگتم مادر تو خودت ابرویم را حفظ کن مادر بابا اصلا من دیونه به کسی چه مربوط مگه من برا اونا میخونم که ناراحت میشن بابا من به عشق اربابم میخونم یه سری به خاطر اعتقادات و دلم میخونم . مادر سادات مددی
+ نوشته شده در ساعت   توسط عبدالزهرا
|
بسم رب الزهرا
سلام مادرم.میدونی چند وقته با شما درد و دل نکردم.اصلا انقدر گناه کار شدم که یادم رفته چه جوری درد ودل کنم.سرم به کارهای دنیایی مشغول کردم.ماددر تو همیشه کمکم کردی ولی من هیچ وقت توجه نکردم هی گناه کردم تا اخر کارم به اینجا کشید مادر تو نگام کنی عوض میشم مثل سه ماه پیش میشم اصلا مثل دیونه ها شدم تا کی هی برم بزنم تو سر و صورتم مادر الان گوشه ی صورتم کبوده وی چه فایده همش بر اثر یه سری عادت شده که تو هییت انجام میدم.مادر تو خوبی کن در حق ما ............. ولی چه فایده اصلا شدم خود شیطون .خیلی دلم گرفته دو هفته است شب جمعه ما را نا محرم میدونی و به مجلس پسرت رام نمیدی.مادر میدونم کلامم مثل قبل نیست ولی اگه تو بخوای میشم همون نوکر سابق.مادر دلم پره.الان یه کاره مهم گرفتم کمک کن فقط تعو این کار اخلاص داشته باشم واگرنه پام اون دنیا گیره مادر سادات مددی
+ نوشته شده در ساعت   توسط عبدالزهرا
|
بسم رب الزهرا
سلام مادرم.چند روزه انقدر سرم شلوغه که وقت نمیکنم با شما رد و دلی کنم .مادر دیشب تو هییت میگفتند شما انقدر نورانی بودی که وقتی در شب وارد حیاط میشدی دیگر کسی نمیتونست ماه را ببیند بعد گفتند دلیل جمع شدن ما گرفتن نور از شماست .مادر من خیلی سعی کردم ولی گناه زیاد باعث سد نور شده .مادر تو را قسم به فرزندت روح الله که روز ولادتش با شما یکی میباشد به ما کمک کن که بتونیم از نور شما یه کمی هم شده بهره مند شویم.
مادر سادات مددی
+ نوشته شده در ساعت   توسط عبدالزهرا
|
سلام.سالگرد در گذشت مداح با اخلاص اهل بیت سید جواد ذاکر را به همه عشاق بی بی رقیه تسلیت میگم/
+ نوشته شده در ساعت   توسط عبدالزهرا
|
بسم رب الزهرا
من از تمتم کسانی که به این وبلاگ سر میزنند ممنونم.و در خواست میکنم که به وبلاگ کلب کوی زینب(زینبیون) سری بزنند چون این وبلاگ واقعا زیبا میباشد.نام این وبلاگ در قسمت پیوند های روزانه میباشد
+ نوشته شده در ساعت   توسط عبدالزهرا
|
|
|